السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

395

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

ذاتى هم ملازمه برقرار نمىگردد زيرا ملازمه ميان آن دو ، مستلزم فرضِ تحقق ملزوم بدون تحقق لازم است و در فرض تحقق ملزوم بدون لازم ، فرض ملازمه منتفى مىگردد . اشكال بر عدم استلزام ، ميان ممتنع ذاتى و ممكن متن وقد أُوردَ عليه : بأنّ عدمَ المعلول . . . كاستلزام عدم الواجب عدم المعلول الأوّل . ترجمه ايراد شده « 1 » كه عدمِ معلولِ اول - در حالىكه ممكن است - مستلزم عدم واجب بالذات مىباشد - در حالىكه اين ( عدم واجب ) ممتنع بالذات است . - پس ، جايز است كه ممكن ، مستلزم ممتنع بالذات باشد . همان‌طور كه عكس اين جايز است ، مانند استلزام عدم واجب ، عدم معلول خود را . شرح بر اين‌كه ممكن ، مستلزم ممتنع بالذات نمىتواند باشد اشكال شده است . و آن اين‌كه معلولِ اول ، وجوداً و عدماً امر ممكنى هست . حال ، عدم او مستلزم عدم واجب كه ممتنع ذاتى است مىباشد ؛ زيرا عدم معلول ، ملازم عدم علت است . و اين براساس يك اصلى است كه در باب علت خواهد آمد : كه انفكاك علت و معلول محال است و با رفع يكى ، ديگرى هم رفع مىشود . حال ، رفع معلول كه امر ممكنى است ملازم رفع علت كه ممتنع بالذات هست مىباشد و رفع واجب ذاتى ، امتناع ذاتى دارد . بنابراين ممكن ، مىتواند مستلزم ممتنعِ ذاتى باشد پس چرا گفتيد ممكن ، نمىتواند مستلزم ممتنع بالذات باشد .

--> ( 1 ) . براساس نقل اسفار اشكال از محقق طوسى است ر . ك : به اسفار ، ج 1 ، ص 191